أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

323

قانون ( فارسى )

حالت اوّل كه گناه از خود كبد باشد ، اين است كه نيروى از هم جداكنندهء خون و مواد آلوده به آن ناتوان شده است . يا نيروى دفع‌كننده در كبد ياراى دفع را - چنان كه لازم است - از دست داده است . حالت دوم كه گفتيم شايد از اثر خلل در ابزار باشد ، منظور از ابزار اين است كه راه‌بندانى رخ داده و گدار را بسته است يا راه در ميان كبد و گدار بسته است . كه اين نوع از راه‌بندان از اثر ورم گرم ، و ورم سخت در كبد پديد آيد . يكى از حالتهاى يرقان‌آور كه ابزارى به حساب مىآيد آن است كه ته و گودى كبد را سرما در بر گيرد و از اثر سردى مجراهاى كبد متراكم شوند و برهم آيند . يا فشار بر مجرا وارد آيد و بسته شود . يا سببى ديگر از سببهاى راه‌بندان در ميان باشد . اين را نيز بدان ! كه هرگاه راه‌بندانى چنان در كبد يا در كيسهء زهره رخ دهد و مادهء صفرائى از جريان بيفتد ، حتما كبد گرمتر از آن مىشود كه در حالت طبيعى و در سلامت بوده است ؛ و در نتيجهء اين گرم شدن مادهء زهره‌اى را نيز بيشتر از وقتى كه سلامت بود توليد مىكند . اگر توليد و بوجود آمدن مادهء بيمارى يرقان از كيسهء زهره باشد - كه گفتيم شايد از كيسهء زهره باشد - چند احتمال دارد : الف - كيسهء زهره در جذب كردن سهميهء خود از كبد ناتوان شده است . بويژه در حالتى كه كبد نيز در جداسازى مواد پالايشى ناتوان باشد و تواناى دفع مادهء از هم جدا شده را - چنان كه شايد و بايد - نداشته باشد . ب - يا نيروى جذب‌كننده در كيسهء زهره بيش از اندازهء لازم است ، يك دفعه ماده را جذب مىكند و مادهء يكباره جذب شده كيسهء زهره را پر و آكنده مىكند و كش مىدهد و در اين كش دادن زياد كيسهء زهره نيروى خود را از دست مىدهد و ديگر نمىتواند جذب كند . اگر سبب يرقان وقوع راه‌بندان در گدار كبد به روده‌ها باشد ، تفصيل آن از اين قرار است : كبد در حالتى است كه مادهء صفرائى را بيش از حد لازم توليد مىكند و لولهء صفرارسان ظرفيّت همهء صفراى توليد شده را ندارد و بند مىآيد . يا كبد در حالتى است كه نيروى راننده و روانه‌كننده‌اش بيش از حدّ لازم فعّال است ، يكباره مادهء توليد شده را دفع مىكند و گدار ماده‌رسان به تنگ مىآيد و ماده در آن گير مىكند . يا كيسهء زهره مادهء بيش از ما يحتاج خود از كبد جذب مىكند كه قسمتى از آن در دهانهء لولهء ماده‌رسان گير مىكند و راه‌بندان رخ مىدهد ؛ علاوه بر آن آزارى كه از اين حبس شدن ماده در دهانه پديد آيد نيرو را ناتوان مىكند . احتمال دارد كه راه‌بندانهاى گوناگون - غير اينها كه ذكر شدند - سبب بيمارى يرقان شوند . گاهى رخ مىدهد كه انسان به قولنج ( درد كمر ) مبتلا است و با بيمارى يرقان نيز روبرو شده است . - چگونه مىتوان حدس زد كه يرقان از اثر قولنج است ؟ - خلط لزج بدگوهر - كه سبب قولنج شده است - بر رويه و دهانهء لولهء ماده‌رسان از كيسهء زهره و به روده‌ها چسبيده اين است كه مىتوان گفت قولنج سبب يرقان شده . و سدّى به وجود آورده كه مانع